این شبها که میگذرد  احساس میکنم  در سایه سار  مهربانی آفتاب  ،کوجه های

غربتم  رو به روشنی میرود و من از پشت پنجره خوشبختی  تمام  رویاهای دست

نیافته ام را میبینم.

 

 

 

این شبها که میگذرد احساس میکنم  عشق یعنی  آفتاب که  گرمای محبتش  تمام

عالم را سرشار میکند .

 

این شبها که میگذرد احساس میکنم  روح باران  در امتداد افق هستی  به  خورشید

 

لبخند میزند و  عشق را بربوم  آبی آسمان  نقاشی میکند.

 

این شبها که میگذرد  احساس میکنم  کسی  از  آغاز  هستی  مرا میخواند ، ومن

در قاب چشمان ابدیت رخساره ی کسی را میبینم  که دل واژه های من را میفهمد

و از سرزمین آرامش ها می آید تا عدالت را  بر صفحه ی گیتی نقاشی کند

/ 1 نظر / 9 بازدید
رامین

سلام دوست عزیز خوشحال میشم بهم سر بزنی وتبادل لینک کنیم