اين شبها که می گذرد  احساس ميکنم کوچه پر از شبنم است ؛ وعشق ‌ همسايه يستاره ودل مثل

غنچه ی باغ آرزو .

 

اين شبها که می گذرد احساس ميکنم  روح شبنم در سايه سار باغچه ی خيال  آرميده ونگاه زنبورک عقل به تا کستا ن صداقت است تا از شهد شيرين حقيقت سيراب  شود .                               

 

اين شبها که می گذرد  احساس ميکنم حنجره ی گل برای فرياد عشق خاموش است ولحظه ها تمام انعکاس شبنم را در پيرا هــن با غچه ی  روح  به تماشا نشسته اند .

 

اين شبها که می گذرد  احساس ميکنم  خورشيد به دنبال کوچه ی شب می گردد و ازهـــــــر     

رهگـــــذ ر نشانی  باغچه ی ستاره ها را می گيرد  ونمی داند  در کوچه ی شـــقــا یــــــــق

هــــــــــــــــــمـــــــــــــه  ســـــــــــــــــــــتـــا ره انــــــــــــــــــــــــد .

 

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
khodam

سلام... يادداشت های زيبا و قابل احترامی هستن دوست من. وبلاگ باحالی داری.موفق باشی بيا از اونورا منتظرتم.... باشه؟؟؟