اين شبها که می گذرد احساس ميکنم کسی از قبيله ی تنهائی صدا می زند  ومن خسته تر از 

هرخسته ای نگاه در نگاه  چشمان آبی آسمان دوخته ام شايد به لبخندی مرا ميهمان کند.

 

اين شبها که می گذرد احساس ميکنم در باغ آسمان ستاره ای هست که با

من آشناست وانتظار برای  او  مـثـل تنهائی من پر است از بهانه.

 

اين شبها که می گذرد يکی نگاه مرا به کوچه خوشبختی ميکشاند وبرای بهار آرزوهايم شبنم

مهر می آورد وعطر مريم که برای تما می فصلهای من  نشان زندگی وطراوت

است.

 

اين شبها که می گذرد............ 

/ 2 نظر / 6 بازدید
maryam

سلام .... اميدوارم هميشه موفق و با طراوت باشی

shamim

سلام اين شبها که ميگذرد ميگذرد وباز نميگردد و چقدر اين تلخست ..عيدتون مبارک اللهم عجل لوليک الفرج بفدای مولا يغريبمون يامولا علی ادرکنا بظهورالحجة