اين شبها که می گذرد احساس ميکنم باور را ميتوان فهميد .

اين شبها که ميگذرد احساس ميکنم کوچه به کوچه به دنبال بهار ميگردم اما از عشق بی بهره ام .

اين شبها که ميگذرد احساس ميکنم قصه ی خانه ی مهر در چشمان ستاره تعريف ميشود .

اين شبها که ميگذرد احساس ميکنم دل بی قرار يار تا آن سوی کوچه شبنم پر ميکشد

وبه گل آشنايی لبخند ميزند.

اين شبها که می گذرد .....

/ 1 نظر / 6 بازدید
nazanin

سلام. وبلاگ جالبی داری ها! اولين بار می يام. يه جورايی با وبلاگ من فرق داره. به منم سر بزن . خوشحالم می کنی. نظری هم داشتی بده. نداشتی هم هيچی! به هر حال بازم می يام پيشت. توام بيا...