اين شبها که می گذرد احساس می کنم می شود تا دل دريا رفت وبــــرای ماهی ، خانه ای ساخت  قد دل دريائی دریـــــــــــــــــــــــــا.

 

اين شبها که می گذرد احساس می کنم می شود  در عبور از انعکاس

 

نورانی خورشيد سايه ی شعر را بر دفتر قلب کوچه ديد.

 

اين شبها که می گذرد احساس می کنم می شود در زمين باير عقل هر

 

کس بذر شهامت کاشت وبرای آ سمان، آبی ، را تعـــــــريف کرد.و بـــرای

 

سبزينه ی شفا ف برگ نارنج ،معنی سبز شدن راگفت 

 

 

اين شبها که می گذرد احساس می کنم ميتوان رفت به عمق شبنم  و 

 

به اندازه ی، يک دنيا، دل تنگش را  فهمــــــــــــــــــــــــــیــــــد .   و  برای

 

صبــــــــــــــــــــح ،لبخنـــــــــــــــــــــــــــــــد ماه را نقا شــــــــی  کرد . 

 

اين شبها که می گذرد.......                        

/ 5 نظر / 5 بازدید
natasha

خيلی جالبه که تمام نوشته هات با اين شبها شروع ميشود و ای کاش اين (( اين شب ها )) به حقيقت برسه و ببينيم.

natasha

راستی من عاشق اين تيکه شدم ((اين شبها که می گذرد احساس می کنم می شود تا دل دريا رفت وبــــرای ماهی ، خانه ای ساخت قد دل دريائی ،دریــــــــــــــــــــــــــــــا. ))

روزبه

این شبها که بگذرد میمیرم ...روبه

maryam

سلام...اين شبها که ميگذره بعدش يه شب ديگه مياد به همين راحتی مگه نه

جواد

سلام ..عيد شمامبارك...اميدوارم سال خوب وپرباري داشته باشيد...وبلاگ زيبايي داريد ...اگه حال حرفهاي سياسي داريد خوشحال ميشم نظرتون رو در مورد وبلاگم بدونم...شعر زيبايی بود ..هميشه سهراب...هميشه پر از احساس سبز باشی