اين شبها که می گذرد احساس ميکنم تنها ئی قصه ی بی انتهائی است

 که من هنوز در ابتدای آن هستم ، و برای پايانش بی تاب.

اين شبها که می گذرد احساس ميکنم کوچه ی دل منتظر است ،

 انتظاری که تابش خورشـــيد را می خواهد و چشمانی که عشق را باور کند.

اين شبها که می گذرد احساس ميکنم سا د گی طعم خوشی دارد و نگاه ساده خورشيـــــد

بهتر از سايه بانی است که بی مهر به ما ميخندد.

اين شبها که می گذرد احساس ميکنم پشت شبنم که گل رخ را می شويد کسی ايستاده که

نگاهش خانه ی دل را می فهمد وبه آسمان می خندد.

اين شبها که می گذرد.....

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
علی فتاح

سلام تولد امام مبارک. راستی برای شوخی می گم ها چقدر اين شبها برای شما ميگذره ولی برای ما نمی گذره. چه قدر بی ربط گفتم.!!! اما جدی مثل همیشه ۲۰ نه کمتر.

حمید رضا

اينجا كه ماييم سرزمين سرد سكوت است بالهامان سوخته ست ،‌ لبها خاموش نه اشكي ، نه لبخندي ،‌و نه حتي يادي از لبها و چشمها