اين شبها که می گذرد  احسـاس ميکنم  در خانه کودکی متولد ميشـــود که من از دير باز او را ديده ام و با او  حرفهای نا گفته ام را گفته ام.

اين شبها  که می گذرد يکی میپرسد کوچه آبی  در انتهای کدام سمت اين چهار راه عشق  قرار دارد؟   

       السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج) 

اين شبها که می گذرد احساس می کنم  در گوشه ای از آسمان  يک ستاره چشمان سبز احساس خود را به لبان سرخ مادر طبيعت دوخته تا رمز يکرنگی را در،  هزار رنگ عشق بياموزد.

اين  شبها  که می گذرد   قناريها ی  نغمه خوان  از پشت عينک آفتابی زمان  به نور  لبخند ميزنند و واژه ی شادمانی  را در لغت نامه  ی عشق ، پرواز معنی ميکنند.

اين شبها که می گذرد  احساس ميکنم  پائيز يعنی آغاز، ورنگ يعنی نيايش ،و باران يعنی زندگی  ،و من  تشنه تر از  آفتاب  به اوج لحظه ها قدم ميگذارم ويکی  را ميبينم که دستان التماس او  به نوازش موهای کودک خاطرات  مشغول است.

اين شبها که ميگذرد........

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
hamid reza

اوووووووووووووووووووووووول

hamid reza

دوست عزيزم مرسی که ديدار سبزی از فيروزه داشتی و تشکر بخاطر مطالب قشنگت و از نواهای عاشقانه ی وبلاگت ٬مولا نگهدارت

پرنده ی رها

يا حق ... سلام ... بازم ای ول ... خوب و زيبا ... به حق و صادق عاشق شوی در پناه حق ... يا علی مددی ... والسلام علی من اتبع الهدی